یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِیَ لِلصَّلاةِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِکْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَیْعَ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ            اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه براى نماز روز جمعه اذان گفته شود، به سوى ذكر خدا بشتابيد و خريد و فروش را رها كنيد كه اين براى شما بهتر است اگر مى‏دانستيد

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا


تاریخ ارسال   آنقدر بر روي روسری‌ام تف مي كردند كه خيس می‌شد
 
موضوع: شهر

آنقدر بر روي روسری‌ام تف مي كردند كه خيس می‌شد و مجبور بودم عوضش كنم.

 12 سال بيشتر نداشتم. روسری
براي نخستين بار مي‌خواستم با روسري به مدرسه بروم؛ هيجان زده بودم و خوشحال از انتخابم. وارد اتوبوس مدرسه شدم از همان اتوبوس‌هاي زردي كه سرويس بچه مدرسه‌اي‌ها بود. غوغايي در اتوبوس بر پا بود من كه وارد شدم ناگهان همه ساكت شدند و به من نگاه كردند ناگهان از ته اتوبوس پسري فرياد زد:"اونو نگاه كنيد يك پارچه روي سرش انداخته" و بقيه به تبعيت از او مرا هو و به سمتم آشغال پرت كردند.

در اتوبوس باز بود و من هنوز فرصت فرار داشتم اما لحظه‌اي با خودم فكر كردم امروز فرار كنم فردا چه؟ بالاخره كه بايد مدرسه بروم پاهايم سنگين شده بود؛ به سختي خودم را به اولين صندلي اتوبوس رساندم ترسيده بودم براي همين شروع به راز و نياز با خداي خودم كردم تا كمكم كند و بتوانم حجابم را حفظ كنم. وقتي رسيديم به مدرسه متوجه شدم روسريم خيس شده بعدا يكي از دوستانم گفت پسرا يكي يكي به سمت من مي‌آمدن و آب دهان روي روسرييم مي‌انداختن و اين ماجرايي بود كه هر روز از خانه تا مدرسه براي من تكرار مي‌شد و من مجبور بودم هر روز با خودم دو روسري ببرم چون روسريم هميشه خيس از آْب دهان مي‌شد.


اينها را خانم زهرا گنزالس مي گويد؛ مسلمان شيعه آمريكايي. او حكايت مسلمان شدن خود را نيز اينگونه تعريف مي كند:
وقتي چهار سالم بود؛ مادرم مسلمان شد. ما مي‌ديديم که عبادت ايشان با ما فرق دارد. مادرم آرام آرام ما را با ارزش‌هاي اسلام آشنا كرد بدون اينكه اجباري در كار باشد. وقتي دوازده سال داشتم مادرم من و خواهر و برادرانم را به اسلام دعوت كرد و ما كه با اسلام تا حدودي آشنا شده بوديم به اسلام روي آورديم. بعد از آن نخستين بار در اواخر پاييز سال 1369 همراه مادر و خواهرم به قصد گذارندن دوره در حوزه علميه قم به ايران سفر و در همان سال نيز ازدواج كردم و همراه همسرم ساكن آمريكا شديم، از سال 1381 تاكنون نيز در مشهد مقدس زندگي مي‌كنم
منبع:حجاب ایران




1391/11/25  تاریخ ارسال          21:27:12 زمان ارسال           1519 بار  تعداد بازدید
عنوانتاریخ
دلیل شیعه برای صلوات بر آل محمد صلی الله علیه وآله 1391/07/15
غدیر کربلای عوام بود؛ و کربلا، غدیر خواص. 1391/08/21
نام و تعداد دقیق شهدای کربلا + جدول 1391/09/07
عاقبت قاتلان امام حسین علیه السلام 1391/09/08
خاطراتي از جلسات درس خارج رهبر معظم انقلاب 1391/09/13
محل دفن سر امام حسین(ع) کجاست؟ 1391/09/14
18 برادر امام حسین(ع) که در کربلا شهید شدند 1391/09/23
نامه یك دختر چادری به رؤسای صدا و سیما 1391/09/23
مشروح مناظره امام سجاد(ع) با پیرمرد شامی 1391/09/25
بحر طویل استاد سازگار/ مصیبت شام 1391/09/28
همایش سه ساله های حسینی علی آباد کتول 1391/09/29
مسئولیت سنگین رفاقت به روایت امام صادق(ع) 1391/11/11
سردار نقدی: پرچم حجاب درایران ایستادگی درمقابل 1391/11/18
آنقدر بر روي روسری‌ام تف مي كردند كه خيس می‌شد 1391/11/25
مستند «چادر مشکی» با موضوع حجاب در شبکه2 1391/11/26
دلایل بدحجابی دختران در تهران 1391/11/29
چهار کاری که قلب انسان را می‌میراند 1391/12/09
کشف حجاب اجباری دختر فلسطینی + عکس 1391/12/10
فراخوان خاطره در طرح «چی شد چادری شدم؟» 1391/12/14
برگزاری آیین شیرخوارگان حسینی در علی آباد کتول 1392/08/17

 

 

 
انتقاد یا پیشنهاد         
نام
نظر
 
 
پرسش و پاسخ         
کارشناسان مذهبی ستاد آماده ارائه مشاوره به تمامی متقاضیان می باشند. جهت طرح سوال بروی لینک روبرو کلیک نمایید

لازم بذکر است که سوالات شما کاملا محرمانه باقی خواهد ماند